شرایط عضویت

1.کارت ملی یاشناسنامه 2.یک قطعه عکس ومبلغ6500تومان وخردسال تا 7 سال بصورت رایگان و کودکانه، 7-14 سال نیز بصورت نیم بها جانبازان و خانواده معظم شهدا و بازنشستگان با اراعه کارتو نیز بسیجیان فعال بصورت رایگان ثبت نام میشوند.

 

امکانات: استفاده از سالن های مطالعه و همچنین بخش کودک

2. امانت 4 عدد کتاب به مدت2 هفته تمدید تلفی کتابها،همچنین امانت دوعدد مجله و استفاده رایگان کودکان از بخش کودک از دیگر امکانات کتابخانه میباشدف

آدرس: میدان جمهوری-جنب بانک تجارت-کتابخانه شهید علینقی نقی توکلی-

ساعت کاری: همه روزه (روزهای غیر تعطیل از سساعت 7:30 تا 13:30)

شماره تماس: 45332433

دو درس از درسهای زندگی

درس اول:

يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند... يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه...

جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم... منشی می پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من می خوام که توی باهاما باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشی ناپديد ميشه...

بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن»!

نتيجهء اخلاقی اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!

درس دوم:

يه کلاغ روی يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاری نمی کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم می تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی!... خرگوش روی زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!

نتيجهء اخلاقی: برای اينکه بيکار بشينی و هيچ کاری نکنی ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشی!

حکایتی از مثنوی


حکایتی از مثنوی - Bitrin.com

یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی.
اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی.
پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم. پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد.
پرنده گفت: پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن. مرد بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست.
گفت پند دوم اینکه: هرگز غم گذشته را مخور. برچیزی که از دست دادی حسرت مخور.
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت : ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متأسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود. و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی.
مرد شگارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد. پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟ پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی.
ای ساده لوح ! همه وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟
مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.
پرنده گفت : آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم.
پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است.

معرفی کتاب

 

تورتیا فلت

جان اشتاین بک

صفدر محمدتقی زاده – محمد علی صفریان

انتشارات علمی فرهنگی

تورتیا فلت اسم منطقه ای هست که داستان توش اتفاق می افته . دانی پسرک ولگرد که پدربزرگش فوت کرده و خونه اش به دانی ارث رسیده و دانی هم رفقای ولگرد دیگه اش را می یاره کنارش و خیلی بی خیال و شاد و سرحال روزگار را می گذرونند. موضوع خاصی را دنبال نمی کنن هر فصل یک ماجرای تازه ای هست که دانی و دوستاش درگیرش می شن .

این کتاب از تازه های نشر نیست اما راستش چون تازه یکی از تازه های نشر از اشتاین بک را معرفی کردم و دیدم که خوب کتابی که طبق منابع اونو به شهرت و ثروت رسونده تورتیا فلت هست و جاش توی معرفی های من خالیه یه گریزی بهش زدم . کتاب با قلم طنز و متفاوتی هم نوشته شده . من خوشم اومد و جدا به دلم نشست . اون حالت بی خیالیش و طنزش را خیلی جذاب دراورده بود . مثلا اگر روحیه تون با کتابای دن کامیلو جوره فکر کنم از این کتابم استقبال کنید .

قسمت های زیبایی از کتاب

پیون متوجه شد که نگرانی ثروت در چهره دانی ظاهر می شود . در همه ی عمر ، این چهره دیگر از این نگرانی خلاصی نخواهد یافت . دانی دیگر هیچ پنجره ای را نمی شکست چون خودش هم صاحب پنجره شده بود .

اگر شاهراه زندگی فقط دو راه اصلی داشته باشد و باید فقط یکی از آنها را انتخاب کنی چه کسی می تواند ادعا کند که کدام یک بهتر است ؟

همون طور که فروشنده یک لیوان نوشابه اهمیت نمی ده که تو پولوشو از کجا پیدا کردی ، فاتحه هم از هر جا که باشه پیش خدا فرقی نداره . همان طور که تو اون نوشابه را دوس داری ، اونم فاتحه را قبول می کنه .

در تابستان وقتی عقربه های ساعت عدد هفت را نشان می دهد ، وقت مناسب بیدار شدن است . اما همان وقت در زمستان ارزش چندانی ندارد . خورشید چه قدر بهتر است ! وقتی از نوک درختان کاج رد می شود و به ایوان خانه می پیوندد ، تابستان باشد یا زمستان ، وقت مناسب بیدار شدن است .

سیزده آبان، روز دانش آموز

خبرگزاری پانا+سیزده آبان+روز دانش آموز

یوم الله سیزده آبان، روز دانش آموز

سیزدهم روز آبان در تقویم جمهوری اسلامی ایران به نام روز دانش آموز ثبت شده است. این مناسبت یادآور حادثه ای است که در 13 آبان سال 57 اتفاق افتاده است. با شروع سال تحصیلی در مهر 57 ، دانشگاه تهران به تدریج تبدیل به مهم ترین مرکز تجمع مخالفان رژیم شاه شد. دانشگاه که سالها به عنوان سنگر آزادی در مقابل حکومت شاه مقاومت کرده بود اینک آغوش خود را به روی مردم گشوده بود. هر روز هزاران نفر از نقاط مختلف شهر به دانشگاه می آمدند تا هم از آخرین رویدادهای انقلاب با خبر شوند و هم در راهپیمایی های خودجوش که اغلب از دانشگاه شروع می شد ، شرکت کنند . در داخل دانشگاه و پیاده رو های خیابان شاهرضا (انقلاب کنونی) ، عده ای در گوشه و کنار بساط فروش کتاب های ممنوعه معروف به کتاب های جلد سفید را پهن کرده بودند. در دانشکده های مختلف دانشگاه نمایشگاه کتاب و عکس دایر بود. رژیم با وجود اعلام حکومت نظامی، رژیم قادر به کنترل اوضاع نبود. مردم دیگر از ماموران حکومت نظامی که در خیابانها مستقر شده بودند نمی ترسیدند و دولت شریف امامی که نام دولت آشتی ملی برخود نهاده بود، ابتکار عمل را از دست داده بود. رژیم شاه به سرعت به سمت فروپاشی می رفت.

از مهرماه 57 گروه هایی از معلمان به فکر برگزاری اعتصاب و تعطیلی مدارس بودند، اما با وجود آمادگی ذهنی بسیاری از معلمان ، هماهنگی بین مدارس وجود نداشت. بعد از اعتصاب موفق معلمان در اردیبهشت ماه 1340 که منجر به سقوط کابینه و انحلال مجلس شورای ملی و سنا شد، رژیم دیگر به معلمان اجازه ایجاد تشکل صنفی را نداد. در استانه انقلاب با باز شدن فضای سیاسی، تلاش های پراکنده ای برای تشکیل اتحادیه معلمان صورت می گرفت که به نتیجه نرسید. محمد درخشش، عده ای از معلمان قدیمی را دور خود جمع کرد و در فکر احیای باشگاه مهرگان بود، معلمان هوادار گروه های چپ نیز در پی ایجاد تشکیلات مورد نظر خود بودند. اما این فعالیت ها از حد تشکیل جلسات 40-50 نفری فراتر نرفت. انجمن اسلامی معلمان که در آبان سال 57 با حضور محمدعلی رجایی که تازه از زندان آزاد شده بود، تاسیس شد دل در گرو انقلاب اسلامی داشت. بوی انقلاب فضا را پرکرده بود و معلمان رغبتی به فعالیت صنفی نداشتند.

در سال تحصیلی 57-58 هشت میلون دانش اموز در52 هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خواندند. 37.5 درصد دانش اموزان دختر و 62.5 درصد دانش آموزان پسر بودند. تعداد کارکنان اموزش و پرورش اعم از دبیر و آموزگار وکادر اداری و خدماتی 350 هزار نفر بود که تقریبا نیمی از انها را زنان تشکیل می دادند. 11 درصد کارکنان اموزش وپرورش دارای مدرک تحصیلی لیسانس یا بالاتر بودند. ( امار دفتر طرح وبرنامه آموزش وپرورش). برابر آمار سال 1355، حدود 52 درصد از جمعیت ایران «بی‌سواد» مطلق به معنای فاقد هرگونه توانایی خواندن و نوشتن بودند. پایین بودن نرخ پوشش تحصیلی دختران و این واقعیت که تنها 11 درصد معلمان مدرک کارشناسی داشتند و آمار بالای بیسوادان ،کیفیت نازل توسعه پر زرق و برق آن دوره را نشان می دهد. اما تعداد کارکنان زن ومرد آموزش و پرورش تقریبا برابر بود.

قبل از انقلاب، فعالان سیاسی با ایدئولوژی های متفاوت بر این اعتقاد بودند که مدرسه یکی از مناسب ترین مکانها برای تبلیغات سیاسی است، چرا که ذهن کودکان به زعم آنها کاغذ سفیدی بود که بر آن می توان نقشی ماندگار کشید. ادبیات کودکان از اواخر دهه 40 تا یکی دوسال بعد از انقلاب ، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت. فعالان سیاسی به عنوان پوشش موجه یا به عنوان کارگر به کارخانه می رفتند و یا به عنوان معلم در آموزش و پرورش استخدام می شد. گروه های سیاسی از این طریق از بین دانش آموزان مستعد عضوگیری می کردند. معلمانی هم که عضو تشکل های سیاسی نبودند، اما خود را در برابر رژیم می دیدند، با کنایه های سیاسی در پوشش شعر و داستان، رژیم را به باد انتقاد می گرفتند و بذر نارضایتی میان دانش آموزان می پراکندند.

در نیمه دوم سال 57 درس و مشق در مدارس نیمه تعطیل بود. مدیران یا انقلابی شده بودند و یا دیگر اقتدار سابق را نداشتند. معمولا دانش آموزان برخی مدارس به تشویق معلمان و یا تحت تاثیر فضای عمومی جامعه ، مدارس را تعطیل می کردند و به راه پیمایی های انقلابی ملحق می شدند.

روز سیزده آبان ده ها نفر از دانش آموزان دبیرستان های نزدیک دانشگاه تهران با تعطیل کردن کلاس‌های درس به سمت دانشگاه راهپیمایی و سر راه خود دبیرستان های دیگر را نیز تعطیل کردند. نزدیک دانشگاه ، سربازان ارتش با شلیک تیر هوایی و انفجار گاز اشک‌آور به مقابله با دانش‌آموزان پرداختند و آنها را متفرق کردند. دانش‌آموزان هم شعارهای «مرگ بر شاه» و «معلم به پا خیز محصلت کشته شد» سر دادند. سربازان در پیاده‌روی مقابل دانشگاه تا اطراف پارک دانشجو مستقر بودند و دانشجویان و مردم در محوطه‌ دانشگاه، پشت میله‌های سبز ، روبه‌روی سربازان شعار می دادند.

عقربه های ساعت، یازده صبح را نشان می داد ، قرار بود جمعیت که بیشتر آنها دانشجو بودند ، از دانشگاه به سوی منزل آیت‌الله طالقانی در پیچ‌شمیران راهپیمایی کند. آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری روز نهم آبان از زندان آزاد شده بودند. مردم شعار می دادند و سربازان را دعوت می‌کردند تا به انقلاب اسلامی و مردم بپیوندند. بر اساس گزارش یک شاهد عینی ناگهان یک سرباز که تحت تاثیر قرار گرفته بود، واحد تحت فرماندهی خود را رها کرد و به سوی مردم دوید، افسر فرمانده به سوی وی شلیک کرد و در گیری آغاز شد. مردمی که غافلگیر شده‌بودند، پشت ماشین‌ها، درخت‌ها و در جوی کنار خیابان پناه‌ می‌گرفتند. عده‌ای مجروحین را به دانشکده پزشکی می‌رساندند. گروه‌های کوچکی از مردم و به خصوص دانش‌آموزانی که از جاهای مختلف به سوی دانشگاه می‌آمدند با شنیدن صدای تیراندازی به سوی دانشگاه دویدند. مرکز درگیری در محوطه ورودی دانشگاه جلوی سر در اصلی قرار داشت.

نظامیان وارد محوطه دانشگاه شدند و شروع به تیراندازی و انفجار گاز اشک‌آور کردند. دانش‌آموزان و دانشجویان برای خنثی کردن اثرات گاز اشک‌آور، مقوا و کاغذ و شاخه ها و برگهای خشک درختان را آتش زدند. گروه فیلم‌بردار تلویزیون دولتی، از تمام این اتفاقات فیلم‌ برداری کرد. کارکنان انقلابی تلویزیون در اقدامی شجاعانه فیلم درگیری های دانشگاه را همان شب در برنامه خبر، به مدت دو دقیقه نمایش دادند. پخش تصاویر تیراندازی ارتش به سوی مردم بی سلاح، بینندگان میلیونی تلویزیون را به شدت مبهوت و خشمگین کرد. گروه دیگری از تظاهرکنندگان در بیرون دانشگاه به سمت خیابانهای آناتول فرانس (قدس فعلی) و بزرگمهر حرکت کردند و شیشه‌های ساختمان حزب رستاخیز و نگهبانی برق دانشگاه را شکستند. در خیابان تخت‌جمشید (طالقانی فعلی) بانک صنایع و معادن مورد حمله تظاهرکنندگان قرار گرفت.

بعد از تیراندازی و خروج ماموران از دانشگاه و انتقال زخمی ها به بیمارستان، تظاهرکنندگان در خیابان های اطراف دانشگاه پلاکاردهایی مانند «دانشگاه شهید داد» و « شهادت 56 نفر در دانشگاه» سردست گرفتند و خبر درگیری و کشتار در دانشگاه را به اطلاع مردم رساندند. مقامات فرمانداری نظامی تهران اعلام کردند که در وقایع دانشگاه در روز 13 آبان ، هیچ‌کس کشته نشده تنها سه نفر مجروح شده‌اند. دکتر عبدالله شیبانی، رئیس وقت دانشگاه تهران گفت که درگیریهای روز 13 آبان تنها 14 مجروح بر جا گذاشته است. روزنامه کیهان به نقل از رادیو ایران، نوشت که تا ساعت 12 شب، دوازده نفر از مجروحانی که در بیمارستان پهلوی منتقل شده بودند درگذشته‌اند و حال دو نفر دیگر از آنها وخیم است. بنا به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی در میان شهدای انقلاب تنها نام دو نفر به نام های مصطفی حاجی و سید مهدی سید فاطمی ثبت شده که تاریخ شهادتشان 13 آبان 1357 است. ( دایرة‌المعارف انقلاب اسلامی، سوره، حوزه هنری، 1389، ج 2) .

نمایندگان مجلس، سعی کردند، انتقادها را به سمت نخست‌وزیر وقت و دولت آشتی‌ ملی او جهت دهند، اما شاه همچنان در سیبل شعارهای مردم بود. حادثه 13 آبان 1357 پیامدهای سهمگینی برای حکومت شاه داشت روز 14 آبان تعدادی از ساختمان های دولتی، موسسات عمومی و اتوبوسهای شرکت واحد به نحو مشکوکی به آتش کشیده شد ، ماموران حکومت نظامی هم فقط نظاره می کردند. ابوالفضل قاضی، وزیر علوم و آموزش عالی، در اعتراض به کشتار دانش آموزان و دانشجویان در 13 آبان استعفا کرد. کابینه شریف امامی هم دو روز بعد و با عمری 70 روزه مجبور به استعفا شد و جای خود را به دولت نظامی غلامرضا ازهاری داد. شاه نیز در پیامی که در 15 آبان از تلویزیون پخش شد، گفت: «من صدای انقلاب شما ملت ایران را شنیدم». پیام شاه را مردم نشانه ضعف و زوال رژیم دانستند.

امام خمینی (ره) روز 14 آبان طی پیامی به ملت ایران از اقامتگاه خود در نوفل لوشاتوی فرانسه ، واقعه دانشگاه را محکوم کرد و شاه را مسئول تمام خرابیها و خیانتها دانست. ایشان ضمن دعوت مردم به صبر فرمود: «من از این راه دور چشم امید به شما دوخته‌ام ... و صدای آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی شما را به گوش جهانیان می‌رسانم

 

 

دایره المعارف شهیدان ورزشکار گرد آوری می شود

مسئول برگزاری کنگره شهدای ورزشکار از رونمایی 16 عنوان کتاب برای ورزشکاران شهید در این کنگره خبر داد و گفت: یکی از این آثار، دایره‌المعارف شهیدان ورزشکار است.
 
حمید عابدی، مسئول برگزاری کنگره شهدای ورزشکار به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: برای این کنگره که بهمن‌ماه 1394 برگزار می‌شود، 16 عنوان کتاب در دست نگارش است.

وی با بیان این‌که پنج‌هزار و 500 شهید ورزشکار در سطح کشور شناسایی شده‌اند، افزود: این شهیدان از 22 فدراسیون کشور شناسایی شده‌اند که فوتبال با 1300 شهید، «دو و میدانی» با 96 شهید، هندبال با 70 شهید، کشتی با 400 شهید، تکواندو با 500 شهید، کشتی با بیش از 450 شهید، بسکتبال با 70 شهید، والیبال با 200 شهید و فدراسیون ورزش‌های رزمی با 100 شهید شماری از فدراسیون‌های شناسایی‌شده هستند.

مسئول بسیج ورزشکاران کشور با اشاره به جلسه‌ای که برای گزینش شهیدان با هدف نوشتن کتابی درباره آن‌ها برگزار شد، گفت: بر این اساس، 14 شهید و یک جانباز انتخاب شد تا به صورت متمرکز از سوی انتشارات فاتحان برای آن‌ها کتاب‌هایی تالیف و منتشر شود.

وی از اسماعیل اعلمی، مهدی رضایی‌مجد، محمد قورچانی، ناصر کاظمی، حسن قاضی، یونس شکوری، برادران پورزند، مرحوم حسن رزاز، حسن نوفلاح، صمد اقدمی و محمدکاظم فراروی به عنوان شهیدان و جانبازانی یاد کرد که از سوی انتشارات فاتحان کتاب‌هایی برای آن‌ها نوشته و در کنگره رونمایی می‌شود.

عابدی همچنین از در دست تالیف بودن کتاب «دایره‌المعارف شهیدان ورزشکار» خبر داد و افزود: ستاد کنگره مستقر در شهرستان و هیات‌های ورزشی استان‌ها مکلف شدند تا خاطرات و اسنادی درباره شهیدان استان خود تهیه و برای نگارش این دایره‌المعاف تنظیم کنند.

مسئول برگزاری کنگره شهدای ورزشکار گفت: افزون بر این، کتابی هم برای «شهدای چوار» که 20 شهید فوتبالیست در زمین فوتبال شهر ایلام بودند هم در دست تهیه داریم و این کنگره قرار است هر پنج سال یک‌بار برگزار شود.

به مناسبت هفتم آبان‌ماه، بزرگداشت کوروش هخامنشی

 
 
 
۰
 

سهم کوروش هخامنشی از  کتاب‌های منتشر شده/ اقبال  

ناشران  به اثر هارولد لمب

 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۰۰
 
 
هفتم آبان‌ماه بزرگداشت کوروش بزرگ، بنیانگذار سلسله هخامنشی است به همین دلیل بر اساس اطلاعات مندرج در سایت موسسه خانه کتاب در بازه زمانی 92 تا 94 به استخراج آثار مربوط به امپراتوری نخستین پادشاهی که حقوق بشر در جهان را پایه‌گذاری کرد،‌ پرداختیم. حاصل این جستجو 66 عنوان کتاب در این باره بود.
 
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هفتم آبان‌ماه بزرگداشت کوروش هخامنشی است. کوروشی که شاید چندان در تقویم رسمی جای داده نشده، اما در تقویم دل‌ها نام وی مکرر تکرار می‌شود و ایرانیان به این بنیانگذار سلسله هخامنشی ارادتی ویژه دارند.

کتاب‌های متعددی درباره کوروش منتشر شده و گاه افرادی که از محبوبیت این پادشاه دادخواه و نیکوسرشت در میان مردم خبر دارند، قلم به دست گرفته درباره وی قلمفرسایی می‌کنند همین انگیزه باعث شده که ویترین کتابفروشی‌ها در طول سال هیچ‌گاه از کتابی به نام کوروش خالی نباشد.

این مناسبت بهانه‌ای شد تا ایبنا به جستجو درباره کتاب‌های انتشار یافته درباره وی در بازه زمانی سال 92 تا 94 با تکیه بر اطلاعات ثبت شده در سایت موسسه خانه کتاب بپردازد. دلیل انتخاب این بازه زمانی به روی کار آمدن دولت دکتر حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در سال 92 برمی‌گردد.

طبق اطلاعات موسسه خانه کتاب در این بازه  66 عنوان کتاب با درج نام کوروش منتشر شده که از این عناوین 26 اثر چاپ نخست و 40 عنوان کتاب چاپ مجدد است. ضمن این‌که 43 اثر تالیفی و 23 عنوان به ترجمه اختصاص دارد. از طرفی ناشران تهرانی 53 عنوان کتاب و ناشران شهرستانی 13 عنوان کتاب را در کارنامه خود ثبت کرده‌اند.
 
زمانی که فهرست کتاب‌های چاپ شده با عنوان روی جلد را مرور می‌کنید یکی از نکاتی که توجه مخاطب را جلب می‌کند چاپ اثر «كوروش كبير» اثر هارولد لمب؛ مترجم: صادق رضازاده‌شفق در سال 1393 از سوی تقریبا 10 ناشر است که گاه به چاپ دوم نیز رسیده، نکته جالب اینکه روی جلد برخی از این کتاب‌ها مولف لمب هرولد درج شده است اما برخی کارشناسان معتقدند هنوز یکی از معتبرترین کتاب‌ها درباره کوروش اثر «كوروش بزرگ: زندگينامه بنيان‌گذار هخامنشيان بر اساس نوشته‌هاي گزنفون» تالیف گزنفون؛ بازنويسي: لري هدريك است. ضمن اینکه مولفان بیشتر کتاب‌هایی که به کوروش اختصاص دارد، از متخصصان حوزه باستان نیستند و به عبارتی بر اساس علاقه یا نفع مادی به نگارش اثری درباره بنیانگذار سلسله هخامنشی اقدام کرده‌اند. با وجود اینکه در آمار موسسه خانه کتاب به 66 اثر در رابطه با کوروش اشاره شده، اما این کتابشناسی با حذف برخی آثار تکراری تنها به انعکاس 63 اثر پرداخته است.
 

چکیده کتاب شور و شوق در محیط کار

شور و شوق در محيط كار
نويسنده: جك كانفيلد - ژاكلين ميلر
مترجم: عباس چيني - نگين صراف
ناشر: پيكان
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 388
اندازه كتاب: رقعی - سال انتشار: 1382 - دوره چاپ: 2


مقدمه:
  
     مدیران شرکت های بزرگ در مورد اهمیت عامل انسانی نظریات و تجربیات خود را ابراز داشته و ثابت کرده اند که چقدر چگونگی کار یک شرکت به افراد آن بستگی دارد و نمونه های زیادی در این کتاب وجود دارد که شرکت ها توانسته اند با ایجاد شور و شوق و عزت نفس در کارکنانشان نیروهای بالقوه و ابتکار آنها را بالا برده و در پیشرفت شرکت ها مؤثر بوده و سود حاصله را چند برابر کنند ...


ادامه مطلب......

تعجیل فرج

معرفی کتاب

برگزاری مراسم ازدواج در کتابخانه پی بادی !!!!!!!!!!

این کتابخانه در سال ۱۸۷۸ توسط فرد نیکوکاری به نام جورج پی بادی (George Peabody) افتتاح شد. این کتابخانه  دارای بیش از ۳۰۰ هزار جلد کتاب است که بیشتر آن ها را کتب قدیمی نوشته شده بین قرن های ۱۸ تا ۲۰ میلادی تشکیل داده اند.

این مجموعه منحصر به فرد شامل منابعی با موضوعات باستان شناسی، هنر و معماری انگلیسی، تاریخ انگلیس و آمریکا، زندگینامه، ادبیات انگلیسی و آمریکایی، زبان های رومی و یونانی، جغرافی، و منابع جغرافیایی است. کتابخانه پی بادی به دلیل معماری منحصر به فردی که دارد شناخته شده است.

 

خدماتی که کتابخانه ارائه می دهد شامل: صدور کارت کتابخانه، بازدید از موزه باستان، رزرو اتاق مطالعه، شرکت در دوره های مکالمه زبان انگلیسی، خدمت از کتابدار بپرسید، استفاده از رایانه و اینترنت بی سیم، استفاده از آرشیو روزنامه ها، امانت منابع و قوانین مربوط به آن، برگزاری و تشکیل نشست ها و گروههای بحث به منظور نقد و بررسی کتاب می شود. این کتابخانه خدمات بسیاری نیز به کودکان ارائه می کند.

 

کتابخانه پی بادی بخش کتابخانه الکترونیک نیز دارد که امکان بارگیری کتاب های گویا، کتاب های الکترونیکی، روزنامه های محلی،استفاده از فهرست آنلاین منابع، مقالات مجله ها، پایگاه های اطلاعاتی، برگزاری دوره های آموزش بارگیری و طراحی کتاب گویا و الکترونیکی را برای کاربرانش فراهم کرده است.

 

علاوه بر خدمات سنتی و پژوهشی که کتابخانه پی بادی ارائه می دهد، این کتابخانه تنها با دریافت هزار دلار از زوج های جوان فرصت داشتن یک مراسم ازدواج با شکوه را برایشان ایجاد می کند. برای این امر کافیست با کتابخانه تماس گرفته و کتابخانه را برای تاریخ مورد نظر خود رزرو کنند.  منبع: لیزنا

پیوست:بسیار طرح و ایده ی جالبی برای نزدیکتر کردن محیط کتابخانه به زندگی واقعی انسان ها می باشد. البته این امر در کتابخانه های ما کمی بعید به نظر می رسد ولی حداقل خواندن و فهمیدن این مطالب موجب شکسته شدن تابو هایی می باشد که از محیط کتابخانه در ذهن ها نقش بسته است و باعث می شود فعالیت هایی نه در این سطح ولی تا حدی نزدیکتر در محیط کتابخانه برای جذب افراد انجام دهیم....انشاالله

 

 

زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط


عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست. لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خمیده غذا می خورد.

هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.

 خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود. سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.

تاوان اندیشه مکروه

آیت الله فهری نقل می‌کند که جناب شیخ به ایشان فرمود:

روزی برای انجام کاری روانه بازار شدم، اندیشه مکروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار کردم. در ادامه راه، شترهایی که از بیرون شهر هیزم می‌آوردند، قطاروار از کنارم گذشتند، ناگاه یکی از شترها لگدی به سوی من انداخت که اگر خود را کنار نکشیده بودم آسیب می‌دیدم. به مسجد رفتم و این پرسش در ذهن من بود که این رویداد از چه امری سرچشمه می‌گیرد و با اضطراب عرض کردم: خدایا این چه بود؟

در عالم معنا به من گفتند: این نتیجه آن فکری بود که کردی.

گفتم: گناهی که انجام ندادم.

گفتند: لگد آن شتر هم که به تو نخورد! »

 آزردن کودک

یکی از شاگردان بزرگوار شیخ گفت:

فرزند دو ساله‌ام – که اکنون حدود چهل سال دارد – در منزل ادرار کرده بود و ماردش چنان او را زد که نزدیک بود نفس بچه بند بیاید. خانم پس از یک ساعت تب کرد، تب شدیدی که به پزشک مراجعه کردیم و در شرایط اقتصادی آن روز شصت تومان پول نسخه و دارو شد، ولی تب قطع نشد، بلکه شدیدتر شد. مجدداً به پزشک مراجعه کردیم و این بار چهل تومان بابت هزینه درمان پرداخت کردیم که در آن روزگار برایم سنگین بود.

باری، شب هنگام جناب شیخ را در ماشین سوار کردم تا به جلسه برویم همسرم نیز در ماشین بود، جناب شیخ که سوار شد، اشاره به خانم کردم و گفتم:

والده بچه‌هاست، تب کرده، دکتر هم بردیم ولی تب او قطع نمی‌شود.

شیخ نگاهی کرد و خطاب به همسرم فرمود:

بچه را که آن طور نمی‌زنند،استغفار کن، از بچه دلجویی کن و چیزی برایش بخر، خوب می‌شود.

چنین کردیم تب او قطع شد!.

 

مطالعه کارآمد

شروع ساده.
برای اغلب اشخاص دست به کار شدن دشوار است. ممکن است با خود قرار بگذارید که ساعت هشت شب به مدت یک ساعت مطلبی را بنویسید. ساعت هشت به نظرتان می‌رسد بد نیست اگر فنجانی چای برای خودتان تدارک ببینید. ساعت هشت و پانزده دقیقه گوشی تلفن را بر می‌دارید تا چند لحظه با کسی صحبت کنید. در ساعت هشت و نیم برنامه جالبی از تلویزیون پخش می‌شود. ساعت نه به اخبار گوش می‌دهید. ساعت نه و بیست دقیقه یکی از دوستانتان زنگ می‌زند. ساعت نه و نیم ...
این‌ها که بر شمردیم تجارب شایعی هستند و به ندرت کسی را پیدا می‌کنید که نظیر این برنامه‌ها را تجربه نکرده باشد. مهم‌ترین تفاوت میان دانشجویان خوب و بد در شروع کردن درس خواندن آن‌هاست.
اشکال شروع به کار نکردن دو سویه است، یکی آن که به اندازه کافی کار صورت نمی‌گیرد و دوم این که از وقت استفاده غیر رضایت بخش می‌شود.
برای این که دست به کار شوید باید کاری کنید که شروع ساده داشته باشید. درست همان طور که موتور اتومبیل شما برای این که نرم و راحت کار کند باید ابتدا گرم شود، ما هم وضع مشابهی داریم. گاهی اوقات برای این که شروع کنیم باید استارت بزنیم. اما وقتی به حرکت در آمدیم کارمان ساده‌تر می‌شود و به راحتی بیشتری می‌توانیم ادامه دهیم.
چهار اقدام برای دست به کار شدن.
1. محیط کاری مناسب ایجاد کنید. چیزی بدتر از این نیست که محیط کار ملال انگیز باشد. محل مشخصی از اتاق را به کارتان تخصیص دهید. کاری کنید که این محل تا حد امکان جذاب باشد. اتاق را با تصاویر زیبا، با گل و یا با هرچه از آن لذت می‌برید تزیین کنید.
2. کاری را که باید انجام دهید فهرست کنید. ممکن است به بهانه‌های مختلف نخواهیم کارمان را انجام دهیم، و یکی از بهانه‌ها هم این است که از خود می‌پرسیم از کجا شروع کنیم. «آیا این کار را انجام بدهم یا آن کار را؟» همین بهانه کافیست که کار دیگری انجام دهیم. از قبل مشخص کنید چه کاری است که می‌خواهید انجام دهید. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که فهرستی تهیه کنید. مشخص کنید که به چه ترتیبی می‌خواهید این کار را انجام دهید. جاه طلبی بیش از اندازه نداشته باشید: برای خودتان هدف‌های مشخصی در نظر بگیرید، و بعد اگر وقت زیادی آوردید کار دیگری انجام دهید.
3. منافع مطالعه کردن را در ذهن خود محفوظ نگه دارید. هر اندازه شروع کارتان را ساده کنید باز هم موانع و مشکلاتی پیش خواهد آمد. برای غلبه بر مشکلات احتمالی باید منافع و امتیازات کاری را که انجام می‌دهید در ذهن داشته باشید.
4. وقتی کارتان را تمام می‌کنید، صحنه را برای شروع بعدی دلپذیر سازید. بسیاری از اشخاص وقتی کارشان را تمام کردند، محل کار و مثلاً میز کارشان را شلوغ و درهم به حال خود رها می‌سازند. این طرز برخورد شروع کار بعدی را با دشواری رو به رو می‌سازد. راه حل ساده است. چند دقیقه آخر کارتان را صرف مرتب کردن میز کارتان بکنید تا برای شروع روز بعد صحنه خوشایندی داشته باشید.
کار را لذت بخش کنید.
از بهترین زمان روز خود استفاده کنید.
ممکن است برای مطالعه کردن امکان انتخاب چندانی نداشته باشید و یا ممکن است به رایتان مهم نباشد که چه زمانی کارتان را انجام می‌دهید. اما اغلب اشخاص در ساعات به خصوصی از روز بهتر مطالعه می‌کنند. بعضی‌ها کار در صبح را می‌پسندند و بعضی‌ها شب‌ها بهتر مطالعه می‌کنند. ببینید شما چه وقت را ترجیح می‌دهید.
ساعات مطالعه را کوتاه نگه دارید.
بعضی‌ها از آن جهت شروع به مطالعه نمی‌کنند زیرا معتقدند اگر می‌خواهند مطالعه کنند باید ساعات طولانی و بدون وقفه این کار را انجام دهند. این خود بهانه خوبی است تا هرگز دست به کار نشوند. بهتر این است که هدف‌های ساده‌تری انتخاب کنید و دست به کار شوید. توصیه ما این است که زمان مطالعه را با توجه به شرایط خود و کاری که می‌خواهید انجام دهید در وقفه‌های زمانی کوتاه در نظر بگیرید.
تنوع را در نظر بگیرید.
وقتی می‌خواهید کاری را شروع کنید و مطالعه‌ای انجام دهید زمان انجام دادن کار را به فاصله‌های کوتاه زمانی تقسیم کنید و بگذارید که کارتان تنوع داشته باشد.
برنامه ریزی و سازمان دهی.
برای مطالعه هدفی را در نظر بگیرید.
مشخص کنید که چرا می‌خواهید درس بخوانید یا مطالعه کنید. تصمیم بگیرید که خواهان چه اطلاعاتی هستید، به اولویت‌هایتان بها بدهید و ببینید با اطلاعاتی که جمع آوری می‌کنید چه کار می‌خواهید انجام دهید. اگر می‌خواهید برای سفر مثلاً به کشور پرتغال، زبان پرتغالی بخوانید، به هنگام مطالعه و فراگیری به مطالب و جنبه‌هایی بها بدهید که در طول سفر به آن احتیاج دارید، به هنگام خواندن هر کتابی به این توجه داشته باشید که از خواندن آن می‌خواهید به کجا برسید.
برنامه‌های بزرگ را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید.
برنامه‌های بزرگ اغلب مشکلاتی ایجاد می‌کنند و ممکن است که تحت تأثیر بزرگی و عظمت آن‌ها هرگز دست به کار نشوید.
هیچ برنامه‌ای بیش از اندازه بزرگ نیست، و برنامه‌های بزرگ انجام دادنی نیستند مگر آن که با آن‌ها برخورد سازمان یافته کنید. طرح‌های بزرگ را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و بعد اجزاء ساده شده را یکی یکی انجام دهید.
برنامه انتخاب کرده را به انتها برسانید.
بسیاری از اشخاص وقتی برنامه‌ای را در دستور کار خود دارند، هنوز آن را تمام نکرده به این نتیجه می‌رسند که می‌خواهند برنامه دیگری را که ظاهراً جذاب‌تر هم هست شروع کنند. از این رو از برنامه اولی دست می‌کشند و به سر وقت برنامه بعدی می‌روند. با این سیاست دیری نمی‌گذرد که انواع برنامه‌های ناتمام روی دست شما باقی می‌ماند. چه بهتر تا قبل از آن که برنامه قبلی را تمام نکرده اید، به سراغ برنامه جدید نروید.
تمام کردن دوره مطالعه.
کاری کنید که به آنچه مطالعه کرده‌اید راحت دسترسی داشته باشید.
در پایان دوره مطالعه مطالب و دستاوردهایتان را دسته بندی و یادداشت کنید. توجه داشته باشید که بهترین یادداشت، یادداشتی است که هرگاه خواستید بتوانید به آن دسترسی پیدا کنید. کافی نیست بگویید «من قبلاً در این زمینه یادداشت برداری کردم اما حالا نمی‌دانم که آن را کجا گذاشته‌ام.» برای بایگانی کردن به روش‌های ساده و مؤثر احتیاج دارید.
کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که یادداشت‌های خود را در جای معینی قرار بدهید. وقتی کاری را تمام می‌کنید، وقتی یادداشتی بر می‌دارید، آن‌ها را در همان جا بگذارید که باید نگهداری کنید.
در پایان هر کار به خودتان پاداش بدهید.
اگر از کاری که می‌کنید لذت ببرید، آن را بهتر انجام می‌دهید. از آن گذشته برای انجام دادن دوباره آن هم اشتیاق بیشتری خواهید داشت. برای این که بیشتر مطالعه کنید، در پایان هر برنامه مطالعه به خود پاداش بدهید. مثلاً می‌توانید با خود قرار بگذارید که اگر روز تعطیل آخر هفته سه ساعت مطالعه کردید، به سینما می‌روید. با این روش مطالعه کردن با اقدامی لذت بخش همراه می‌شود. برای مؤثر واقع شدن این برنامه سعی کنید که پاداش‌ها مختصر باشد و بتوان بلافاصله به آن‌ها دسترسی یافت.
خلاصه مطالب.
1. مطالعه منظم خوشایند و مفید است.
2. اصول مطالعه مؤثر ساده است. اما حتی در مواقعی با تجربه ترین دانشجویان آن را ندیده می‌گیرند.
3. قانون بیشتری بازده موضوع مهمی است حتی اگر به طرز مؤثر و کارآمد درس بخوانید لازم است که زمان قابل ملاحظه‌ای را صرف آن کنید.
4. چهار روش برای ساده کردن مطالعه:
الف. محیط کاری خود را دلپسند کنید.
ب. فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید تهیه نمایید.
ج. مزایا و منافع مطالعه را در ذهن داشته باشید.
د. میز کارتان را در پایان برنامه مرتب کنید.
5. کاری کنید که مطالعه جالب و جذاب باشد.
الف. از بهترین اوقات روز استفاده کنید.
ب. به کارتان تنوع بدهید.
6. به هنگام مطالعه هدف اصلی را در نظر داشته باشید.
7. برنامه‌های بزرگ را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید.
8. برنامه‌هایتان را به پایان برسانید.
9. در پایان کار دستاوردها و یادداشت‌هایتان را بایگانی کنید.
10. در پایان هر دوره مطالعاتی به خودتان، پاداش بدهید