یا امام رضا

 

یا امام رضا

حتما قرار شاه و گدا هست یادتان ،

همان شب که زدم دل به نامتان ،

مشهد ، حرم ، ورودی باب الجواد ،

آقا ، عجیب دلم گرفته برایتان...

صدقه کتاب

 

 

در صورت توان، برای چاپ کتابهای خوب هزینه کنید 

و آن را به حساب " صدقه جاریه" بگذارید

 

 «اگر کتابخوانى فرهنگ رایج شد و در بین مردم ما جا افتاد، آن‌وقت کسانى پیدا میشوند که «صدقه‌ى کتاب» درست میکنند که الان نیست. شما ببینید چقدر روضه‌خوانى میشود! چقدر احسان میشود! چقدر به ایتام کمک میشود! چقدر پول و جنس و پارچه و چیزهاى دیگر داده میشود! آیا به همین نسبت، کتاب هم داده میشود؟! به همین نسبت پول براى چاپ کتاب داده میشود؟! خیلی کم!

حالا یک وقتی در گذشته ، زمانی، کسانی از تجار و بازاری های مومن پیدا می شدند ،فرضا کتاب چاپ می کردند و مجانی به طلاب می دادند.

قبلا در حد معدودی، این کارها معمول بود؛ اما الان این کارها نمی شود، این کارها کم است، این را ترویج کنید.74/2/18

 

حجاب

 
 

قطعه ای از یک کتاب

 

 

یک روز از سر بی کاری به بچه‌های کلاس گفتم انشایی بنویسند ،

 با این عنوان که :

 فقـر بهتـر است یا عطـر ؟

 قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.

 چند نفری از بچه‌ها نوشتند : فقـر .

 از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می‌کردند ،

 نوشته بودند که :فقـر خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می‌کند و او را بیـدار نگه می‌دارد

ولی عطـر آدم را بیهوش و مدهوش می‌کند.

 عادت کرده بودند مجیـز فقـر را بگویند چون نصیبشان شده بود

 فقط یکی از بچه‌ها نوشته بود : عطـر .

 انشایش را هنوز هم دارم . جالب بود ؛ نوشته بود :

 عطـر حس‌های آدم را  بیـدار می‌کند که فقـر آن‌ ها را خاموش کرده است ...


برگرفته از کتاب "رؤیای تبت" | فریبا وفی

عصایی که راوی قسمتی از جنگ شد

 

«پایی که جا ماند» / نوشته سیدناصر حسینی / انتشارات سوره مهر / ۸۰۸ صفحه

مخفی‌کردن یادداشت‌های نوشته‌شده بر روی کاغذ سیگار در داخل یک عصا، در نگاه اول به فیلم‌های ماجراجویانه و پر افت و خیزی می‌ماند که بیننده را تا انتهای داستان میخکوب می‌کند، اما این یادداشت‌های پنهان شده در درون عصا خاطرات ۸۱۱ روز اسارت سید ناصر حسینی‌پور از زندان‌های مخفی عراق هستند؛ یادداشت‌های روزانه‌ای که از ۳ تیر ۱۳۶۷ آغاز می‌شوند و تا ۲۲ شهریور ۱۳۶۹ ادامه می‌یابند و اشک‌ها و لبخندهای اسرای ایرانی در عراق را روایت می‌کند.

یکی از نکات جالب در مورد این کتاب، تقدیم کردن آن به ولید فرحان؛ شکنجه‌گری که از هیچ فرصتی برای آزار و اذیت نویسنده دریغ نکرده، است. کسی که او را مجبور به دویدن بر روی یک پا می‌کند، او را مجبور به ساعت‌ها خیره شدن به آفتاب می‌کند و برای بیرون کشیدن اطلاعات از او با کابل به جان او می‌افتد.

اگر می‌خواهید از شرح بسیاری از اعمال و رفتار نظامیان عراقی با اسرای ایرانی و همچنین روایت‌های دسته اولی از زوایای زندگی اسرا در کمپ‌های عراقی آگاه شوید؛ خواندن کتاب «پایی که جا ماند» بهترین پیشنهاد برای شما خواهد بود.

مقام معظم رهبری نیز در شهریورماه سال ۱۳۹۱ در تقریظی که بر این کتاب نگاشتند؛ بیان داشتند: «تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما را در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آنچنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می گذارد و او را مبهوت می کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر غم و خشم و نفرت… درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.

معرفی کامل کتاب «پایی که جا ماند» را می توانید در  اینجــــــــــا بخوانید

 

 

 


ادامه مطلب