این نقشها واقعی است: نقشهای زناشویی
آشنایی با نقشهای افراد در نظام خانواده

این نقشها واقعی است: نقشهای زناشویی
سید مهدی خطیب
سالها زندگی مشترک اصلاً شوخی و شوخیبردار نیست و عرصه زندگی زناشویی مانند صحنه نمایشی زنده است که برای اجرای هر صحنه از آن تنها یکبار زمان داریم، در حالی که نتیجه اجرای تکتک این صحنهها به بلندای عمرمان در سرنوشت خود و اعضای خانوادهمان مؤثر است.
«این نقشها واقعی است» مجموعهای است که تلاش دارد نقشهای بازیگران گوناگون مؤثر در نظام خانواده را معرفی و تبیین کند تا آگاهانه و هنرمندانه در این صحنه وارد شویم و به بهترین نحو به ایفای نقشهایمان بپردازیم.
نویسنده معتقد است نظام خانواده بهخودیخود، نقشهای مشخصی را برای اعضای آن تعریف کرده است که اگر در ایفای آنها خلل و ناهماهنگی ایجاد شود، تعارضهای خانوادگی شکل خواهد گرفت؛ اما در مقابل، کارکرد مناسب هر یک از اعضا در نقش خود، موجب پایداری و شادکامی و رضایتمندی همۀ اعضای خانواده خواهد بود. در این مجلد از کتاب، «نقشهای زناشویی» زیر ذرهبین رفتهاند و کوشش شده تا حقوق و مسئولیتهای زن و شوهر و نقش آنها در خانواده، تعریف و تبیین شود.
کتاب، دو فصل دارد که فصل اول در حکم مقدمهای برای فصل دوم کتاب است. در فصل اول با عنوان «کلیات»، به سؤالاتی ازایندست، پاسخ داده میشود: نقشها بر اساس چه ملاکهایی میان زن و شوهر تقسیم میشوند؟ پذیرش تفاوت یا تشابه زن و مرد، چه آثاری دربر دارد؟ مهمترین ویژگیها و کارکردهای مردان و زنان کدام است؟ و چه ویژگی و کارکردی برای هر یک از زن و مرد، اهمیت بیشتری دارد؟
در فصل دوم به این سؤالات جواب داده میشود: نقش حمایت عاطفی متوجه زن است یا شوهر؟ مهمترین مصادیق حمایت عاطفی، کدام موارد هستند؟ چه تفاوتی میان مدیریت خانه و مدیریت خانواده است؟ اسلام، تأمین مخارج زندگی و خانواده را وظیفۀ چه کسی میداند؟ و زندگی در سایهسار پرورش معنویت چه پیامدهای روانشناختی مثبتی دارد؟
مطالعۀ کتاب، بهطور ویژه برای همسران جوان و کسانی که قصد ازدواج و تشکیل خانواده دارند، توصیه میشود.

باآدم خسته ای که میخواهد با کتاب، خستگی خود را رفع کند .
معرفی کتاب " چهار اثر از فلورانس اسکاول شین"

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
نویسنده : فلورانس اسکاول شین
کتابی که در ایران از چاپ شصتم فراتر رفته و خوانندگان بسیاری را به خود جلب نموده است.نویسندهی آمریکایی این کتاب، سالیان بسیار در مقام هنرمند (نقاش) و خطیب، نامی بلندآوازه داشت. افراد بیشماری در کلاسهایش شرکت میجستند و از این طریق، پیام معنویت را به گروهی وسیع میرساند. بزرگترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بیتکلف و شوخطبع. هرگز نخواست قراردادی و ادیب مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد.
بخشی ازکتاب:
در بازی زندگی، کلام نقشی تعیین کننده دارد؛ چه بسیارند کسانی که با کلام کاهلانهی خود، به زندگیاشان مصیبت فرا خواندهاند. مثلاً زنی ثروتمند مدام به شوخی میگفت: «دارم خودم را برای زندگی در خانهی مساکین آماده میکنم.» با تصویر نقش تنگدستی و تهیدستی بر ذهن نیمه هوشیار، چند سالی نیز نگذشت که کارش به همانجا کشید. خوشبختانه این قانون در هر دو جهت کار میکند. یعنی میتوان فقر را نیز به ثروت بدل کرد. وفور نعمت همواره بر سر راه انسان است. اما از طریق آرزو، ایمان، یا کلام به زبان آمده، میتواند نمایان شود. خداوند آشکارا گفته است که نخستین حرکت را انسان باید انجام دهد. بخواهید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد.
کاردستی "جاشمعی فانتزی با بطری پلاستیکی"
معرفی کتابخوان ماه/ داستان دو شهر

داستان دو شهر
نویسنده: چارلز دیکنز
مترجم: مرداد نبیلی
ویراستار: طیبه توفیقی نیاکی
نشر: فرزان روز
سال نشر: 1381
داستان دو شهر (به انگلیسی A tale of two cities) رمانی نوشته چارلز دیکنز است که داستانش در لندن و پاریس، قبل و در طول انقلاب فرانسه رخ میدهد. این رمان با فروش ۲۰۰ میلیون نسخه در جهان، به همراه کتاب شازده کوچولو (به زبان فرانسوی)، پرفروش ترین کتابهای تکجلدی جهان در تمام دورانها است. همچنین این کتاب پرفروشترین کتاب تکجلدی انگلیسی زبان دنیا و یکی از مشهورترین عناوین در ادبیات داستانی است. این کتاب در سالهای مختلف توسط مترجمین و ناشرین متفاوت منتشر شده است.
در مورد نویسنده
چارلز دیکنز یکی از شناخته شده ترین مشاهیر ادبیات انگلیس است. قدرت تخیل، ظرافت طبع، تسلط بر زبان و تنوع آثار نو و خلاقش او را در زمره افراد معدودی قرار داده است که به حق شایسته عنوان نابغهاند. دیکنز در سال ۱۸۳۶ با انتشار مجموعه پیک و یک خیلی زود به شهرت و ثروتی که همیشه آرزویش را داشت رسید. از آن به بعد کتابهایش یکی بعد از دیگری و با سرعتی باورنکردنی چاپ شدند. داستان دو شهر برای اولین بار در سال ۱۸۵۹ چاپ شد.آن زمان زندگی دیکنز در حال تغییر بود. او در سال ۱۸۵۸ کمی پیش از آن که این رمان به صورت پاورقی در مجله سرتاسر سال منتشر شود از همسرش جدا شد. همزمان با این اتفّاق ناشرِ کتابهایش را هم عوض کرد. انقلاب و تحول بزرگی که تمام شخصیتها را در برگرفته در واقع بازتاب دگرگونی زندگی شخصی دیکنز است.
این رمان از بسیاری جهات با سایر رمان های دیکنز متفاوت است. ماجرای این کتاب در زمان گذشته و بخشی از آن در کشوری دیگر -فرانسه- رخ میدهد؛ از دیگر رمانهای این نویسنده کوتاهتر است و از مبالغهها و اغراقهای معروف دیکنز در آن خبری نیست؛ به علاوه فضایی غمانگیز و تاریک دارد و طنز و بذلهگویی در آن زیاد نیست. با این حال، مثل تمام آثار دیکنز از خفقان و خشونتی که زیر پوست جامعه جریان دارد مایه میگیرد. به نظر برخی از منتقدان وجود دو قهرمان مرد- دارنی و کارتن- حکایت از دو روی تاریک و روشن شخصیت نویسنده دارد. جالب این که شخصیت کارتن بسیار به یاد ماندنیتر است و جملاتی که در پایان کتاب میگوید از معروفترین نوشتههای زبان انگلیسی هستند.
در کل میتوان گفت که «داستان دو شهر» بهترین رمان دیکنز است. شخصیتهای این داستان نه از طریق گفتگو بلکه در جریان داستان شکل میگیرند و آشکار میشوند. خود او نیز از نتیجه کارش راضی بوده است. او در پایان کتابش به ویلکی کالینز گفت: «در تمام مدتّی که این رمان را مینوشتم بسیار هیجانزده و متاثر بودم. خدا میداند که تمام تلاشم را کردهام.»
خلاصه داستان دو شهر
«لوسی» دختر جوانی است که در زمان کودکی ، پدرش در دستهٔ زندانیان سیاسی به زندان می افتد و دوست صمیمی پدرش آقای «لاری» که در بانک مرکزی فرانسه کار میکند سرپرستی او را به عهده میگیرد و او را تا بعد از انقلاب کبیر فرانسه که پدر لوسی از زندان آزاد می شود پیش خود نگه میدارد. پس از آن لوسی به جستجوی پدرش میپردازد و او را در اتاق نمناک زیر شیروانی پانسیون کوچکی پیدا میکند و پس از آن با پدرش به انگلستان سفر میکنند که در آنجا به زندانی سیاسی دیگری به نام «چارلز دارنی» برخورد میکنند...

استقبال اعضای خردسال کتابخانه از برگزاری کلاس نقاشی

روش های درس خواندن دختر ها و پسر ها(طنز)


دخترها
بعضی از اونا واقعاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند
بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...
یه عده ای هم هستند که به بهونه اینکه مشکل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو
دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوری که اشک و دود تلفن در میاد برای هم قصه کلثوم ننه تعریف می کنند
و اما پسرها

یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ...
یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند
و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فکر می کنند . وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق میزنند یه کم براندازش میکنند وزنش می کنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت کنند . حین استراحت حسشون تموم میشه
حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر کتابشون.
همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند(لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی که یاد نمی گیرند را میذارند که فردا از دوستاش بپرسند یه کم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند کتاب را تموم کنند فردا میرند میبینند که دوستاشون یه چیزایی می گند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودند یادشون میره به همین سادگی


