ضرورت ترویج فرهنگ مطالعه با ابزار نوین از سوی کتابداران

مراسم تجلیل از کتابداران گیلان 97

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی گیلان، آیین تکریم مقام کتابداران، کتابخوانان، حامیان کتاب استان گیلان، اصحاب رسانه و خانواده شهید مدافع حرم جمال رضی صبح امروز (یکشنبه ۲۰ آبان) با حضور مصطفی سالاری، استاندار و رئیس انجمن کتابخانه های عمومی استان گیلان؛ آیت‌الله سید مجتبی رودباری، از علمای برجسته گیلان و مؤسس کتابخانه حضرت امیر المومنین(ع) رشت؛ کیوان محمدی، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان؛ علی اصغر جمشید نژاد، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری گیلان؛ سید محمد احمدی، معاون هماهنگی امور  اقتصادی و منابع انسانی استانداری گیلان؛ فیروز فاضلی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان؛ سرهنگ عباس بایرامی، معاون هماهنگ کننده سپاه قدس گیلان و مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان؛ مجید فاتحی، معاون امور فرهنگی، اجتماعی و گردشگری سازمان منطقه آزاد انزلی؛ فرمانداران، شهرداران، اعضای شوراهای اسلامی استان، دهیاران، مسئولین نظامی و انتظامی، اعضای کتابخانه های عمومی، کتابداران و اصحاب رسانه در تالار الغدیر استانداری گیلان برگزار شد.

در این مراسم استاندار گیلان با قدردانی از تلاش‌های کتابداران به نقش، اهمیت و جایگاه کتاب در قرآن و احادیث اشاره کرد و گفت: کتابخانه‌ها از دیرباز در پیشرفت و رشد جامعه نقش بسزایی داشتند. توانمندی هر کشور بر اساس جایگاه علمی آن بررسی می‌شود و انسان‌های اهل علم همیشه نقش تأثیرگذاری دارند. جامعه‌ اهل مطالعه جامعه‌ای سالم است. اگر در جامعه‌ای میزان آسیب‌های اجتماعی بالا باشد به این معنا است که مردم آن جامعه اهل مطالعه نیستند. در جامعه‌ کتابخوان، بزهکاری و جرم کمتر مشاهده می‌شود و در نتیجه میزان زندانیان آن کشور به مراتب کمتر است. با ترویج کتابخوانی می‌توانیم با آسیب‌های اجتماعی به صورت اصولی‌ مقابله کنیم.

استاندار گیلان احداث کتابخانه و توجه به فضاهای فیزیکی را تنها یکی از ابزارهای ترویج مطالعه دانست و گفت: شایسته است کتابداران در معرفی کتاب و ترویج کتابخوانی در جامعه به صورت اثرگذار نقش‌آفرینی کنند.

وی بر ضرورت استفاده بهتر از فضاهای موجود کتابخانه‌ها تأکید و تصریح کرد: شایسته است با توسعه کتابخوانی الکترونیکی و  استفاده از بسترهای موجود در فضاهای مجازی،   دسترسی افراد جامعه را به کتاب و اطلاعات تسهیل کنیم.

سالاری با بیان اینکه برخی معتقدند حس خوش خواندن کتاب کاغذی با مطالعه کتاب‌های الکترونیکی حاصل نمی شود، اظهار داشت: علیرغم اینکه ممکن است هنوز کتاب‌های الکترونیکی به خوبی نقش‌آفرینی نکرده باشند اما باید با استفاده از فناوری‌های جدید به صورت بهتر به ترویج مطالعه بپردازیم.

وی شهرداران را موظف به ایفای نقش، فراتر از پرداخت سهم نیم درصدی خود در این مسیر دانست و گفت: شایسته است شهرداری‌های استان با ایجاد و معرفی بهتر کتابخانه‌های عمومی و نیز ارائه خدمات مطلوب به کتابخوانان به ترویج فرهنگ مطالعه بپردازند.

رئیس انجمن کتابخانه‌های عمومی استان به ۸ پروژه در حال احداث کتابخانه ای در سطح استان اشاره کرد و افزود: در حال حاضر ۱۰۴ باب کتابخانه عمومی در استان گیلان به مردم و علاقمندان حوزه کتاب و کتابخوانی خدمات ارائه می‌کند.

پوستر هفته کتاب

پوستر کتب

نورسیده ها شماره 34
ردیف عنوان
1 50 کار خطرناکی که باید اجازه داد بچه ها انجام دهند
2 ارتباطات بین الملل و میان فرهنگی
3 از یاد رفته (2 جلد)
4 با فرزندان نوجوانتان در ارتباط باشید
5 جرات ورزی
6 جزء سی ام قرآن
7 در همین چند قدمی
8 روایت نیمه ی روز بیست و چهارم
9 روایت دلبری
10 سلامت روانی طلاق
11 شهید گمنام
12 شیوه نوین خلاقیت افزایی
13 غیر مجاز
14 کودتای 28 مرداد 1332 در آیینه ی تصویر
15 کودک و رسانه
16 لکه ی قرمز
17 مجموعه داستان های گوگوری (5 جلدی)
18 مجموعه قصه های من و رایانه (6 جلدی)
19 مفاهیم و مبانی سیستم عامل
 

نظر دیگران در خواندن کتاب

 


موضوعات مرتبط: جملات زیبا

معرفی کتاب موجود در کتابخانه

 

معرفی رمان مردی به نام اوه

چکیده از کتاب :

داستان درباره مردی ۵۹ ساله به نام اوه است مردی کم‌حرف، سخت‌کوش و بسیار سنتی. اوه چیزهایی را درک می‌کرد که بتواند ببیند و توی دست بگیرد. بتون و سیمان، شیشه و استیل، ابزار کار، چیزهایی که آدم می‌تواند با آن حساب و کتاب کند، زاویه نود درجه و دستور العمل های واضح را می‌فهمید، نقشه و طرح خانه را، چیزهایی را که آدم بتواند روی کاغذ پیاده کند. او یک مرد سیاه و سفید بود.

اوه ۶ ماه قبل همسرش سونیا را بعد از ۴۰ سال زندگی مشترک از دست داده است، در این رابطه می‌نویسد:" اگر کسی ازش می‌پرسید زندگی‌اش قبلا چگونه بوده، پاسخ می‌داد تا قبل از این که زنش پا به زندگی‌اش بگذارد اصلا زندگی نمی‌کرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمی‌کند."

 

درباره نویسنده:

 

فردریک بکمن متولد ۱۹۸۱ در استکهلم، نویسنده و وبلاگ‌نویس سوئدی، تحصیلاتش را در رشته فقه مسیحی نیمه‌کاره رها کرد و به عنوان راننده کامیون و شاگرد گارسون و کارگر در رستوران‌ها و انبارها شروع به کار کرد. او در سال ۲۰۰۷ به عنوان روزنامه‌نگار آزاد در روزنامه‌ای نه چندان مهم در استکهلم دوره تازه‌ای از زندگی‌اش را آغاز کرد و به زودی به عنوان یک وبلاگ‌نویس به شهرت رسید. در سال ۲۰۱۲ نخستین رمانش «مردی به نام اوه» را منتشر کرد.

 

درباره کتاب:

 

مردی به نام اوه نوشته فردریک بکمن(-۱۹۸۱)، نخستین رمان این نویسنده سوئدی‌ که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد این کتاب در مدت کوتاهی یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های جهان شد، تاکنون به بیش از سی زبان ترجمه و منتشر شده است. استقبال از این کتاب تنها محدود به علاقمندان به رمان نبود. سخت‌ترین منتقدان ادبی نیز بارها و بارها درباره این کتاب مقالاتی را منتشر کرده و از آن به عنوان یکی از خواندنی ترین رمان های سالهای اخیر نام برده‌اند. هفته نامه اشپیگل در معرفی این کتاب نوشته است: "کسی که از این کتاب خوشش نیاید، بهتر است اصلا هیچ کتابی نخواند."

 

داستان درباره مردی ۵۹ ساله به نام اوه است مردی کم‌حرف، سخت‌کوش و بسیار سنتی. اوه چیزهایی را درک می‌کرد که بتواند ببیند و توی دست بگیرد. بتون و سیمان، شیشه و استیل، ابزار کار، چیزهایی که آدم می‌تواند با آن حساب و کتاب کند، زاویه نود درجه و دستور العمل های واضح را می‌فهمید، نقشه و طرح خانه را، چیزهایی را که آدم بتواند روی کاغذ پیاده کند. او یک مرد سیاه و سفید بود.

 

اوه ۶ ماه قبل همسرش سونیا را بعد از ۴۰ سال زندگی مشترک از دست داده است، در این رابطه می‌نویسد:" اگر کسی ازش می‌پرسید زندگی‌اش قبلا چگونه بوده، پاسخ می‌داد تا قبل از این که زنش پا به زندگی‌اش بگذارد اصلا زندگی نمی‌کرده و از وقتی تنهایش گذاشت دیگر زندگی نمی‌کند."

 

اوه خیلی دلتنگ همسرش است. "وقتی کسی را از دست می‌دهید، دلتان برای خاطراتش عجیب تنگ می‌شود. برای چیزهای کوچکش تنگ می‌شود، برای لبخندش، رفتارش آنطوریکه در تخت از این پهلو به آن پهلو می‌شد و..."

 

اوه به آخر خط رسیده است او تصمیم به خودکشی می‌گیرد تا زودتر کنار همسرش سونیا برود اما هر بار مزاحمتي برايش پيش مي‌آيد. او راه‌هاي مختلفي را براي پايان‌دادن به زندگي‌اش امتحان مي‌كند و هميشه نقشه‌هايش به‌هم مي‌خورد. تا اینکه یک روز صبح ماشین یک زن باردار ایرانی و همسر خنگش که قرار است همسایه جدید آن‌ها شوند به صندوق پستی اوه برخورد و... .

 

داستان از زبان دانای کل بیان می‌شود و با وجودی‌که داستان در زمان حال اتفاق می‌افتد اما نویسنده با ظرافت به گذشته بازمی‌گردد و داستان را ادامه می‌دهد.

 

در قسمتی از کتاب می‌خوانیم "دوست داشتن یه نفر مثه این می‌مونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه. اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید میشه، هر روز صبح از چیزهای جدیدی شگفت زده میشه که یهو مال خودش شده‌اند و مدام می‌ترسه یکی بیاد توی خونه و بهش بگه که یه اشتباه بزرگ کرده و اصلا نمیتونسته پیش بینی کنه که یه روز خونه به این قشنگی داشته باشه، ولی بعد از چند سال نمای خونهخراب میشه، چوب هاش در هر گوشه و کناری ترک میخورن و آدم کم کم عاشق خرابی های خونه میشه. آدم از همه سوراخ سنبه‌ها و چم و خم هایش خبر داره. آدم میدونه وقتی هوا سرد میشه، باید چیکار کنه که کلید توی قفل گیر نکنه، کدوم قطعه های کف پوش تاب میخوره وقتی آدم پا رویشان میگذاره و چه جوری باید در کمدهای لباس را باز کنه که صدا نده و همه اینا رازهای کوچکی هستن که دقیقا باعث میشن حس کنی توی خونه خودت هستی.

 

عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می‌شود. نمیتوانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس‌ها ضعیف می‌شود، حس دیگری قوی می‌شود. خاطره شریک تو می‌شود. آن را می‌پرورانی. آن را می‌گیری و با آن می‌رقصی. زندگی باید تمام شود، عشق نه."

 

از جمله افتخارات این کتاب می‌توان به پرفروش‌ترین کتاب سال سوئد؛ از پروفروش‌ترین‌های سایت آمازون در سال ۲۰۱۶ و رتبه یک نیویورک تایمز اشاره کرد.

 

دومین رمان بکمن با عنوان «مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متأسف است» هم بسیار پرفروش و موفق بود. از دیگر کتاب‌های این نویسنده می‌توان به «و هرروز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود» و اثر طنز «تمام آنچه پسرکوچولویم باید درباره دنیا بداند» و «شهر خرس» اشاره کرد.

 

سخن پایانی:

 

در انتهای داستان اشکهایم سرازیر شده بود ولی از خواندن داستان بسیار لذت بردم. اوه شخصیتی دارد که شما او را به خاطر خواهید سپرد. خواندن این رمان زیبا را به شما دوستان عزیز توصیه می‌کنم مطمئنا پس از مطالعه، این کتاب یکی از بهترین کتابهایی خواهد شد که تا به حال خوانده‌اید.

قطعه ای از یک کتاب...

همیشه که صبر کردن , بخشیدن , ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست می شود ...

لازمه گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری ,

 

باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید

ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ وقتی میمانی و می بخشی فکر می کنند رفتن را بلد نیستی ﺑﺎﯾﺪ

ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...

 

ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...

گریز دلپذیر _ آنا گاوالدا

معرفی کتاب دعبل و زلفا

نویسنده: مظفر سالاری

ناشر: به‌نشر

تعداد صفحات: ۳۳۲

گاهی یک عشق زمینی، آدمی را تا اوج آسمان پرواز می‌دهد و گاه زمین را به بستر جمع‌آوری هیزم جهنّم تبدیل می‌سازد.

«دعبل و زلفا» ماجرای عشقی اثرگذار است و سرگذشت «دعبل خزاعی» شاعر معروف صریح و تیززبان اهل بیت علیهم‌السلام است که در سفری به بغداد با بانویی عفیف و زیبارو که گرفتار برده‌فروشان دستگاه هارون‌الرشید است، مواجه می‌شود و دل در گرو مهرش می‌نهد؛ دعبل که روحیه‌ای لطیف و خیالی خلاق دارد؛ آن بانوی نجیب را در خیالش «سلما» می‌نامد و برایش شاعری می‌کند و با وجودی که سلما، کنیزی گرفتار است که به زودی برای فروش به دربار هارون منتقل خواهد شد؛ احساس می‌کند باز هم او را می‌بیند و به‌راستی اینگونه می‌شود و به خواست خداوند، دعبل با سلمای خیالش که همان زلفای حقیقی است، ماجراهایی دارند که سرنوشت دعبل را زیر و رو می‌سازد و او را به عاقبتی خوش‌ رهنمون می‌شود.

این رمان تاریخی‌داستانی سه شخصیت اصلی دارد؛ دعبل که گاه تا مرز سقوط در مستی و می‌خوارگی و شاعری در وصف طاغوتیان به هوای وصال معشوق زمینی‌اش پیش می‌رود و گاه ضمیر روشن و یاران هدایتگرش او را تا اوج یک دوستدار راستین و شجاع اهل بیت عصمت سلام‌الله علیهم پیش می‌برد؛ شخصیت بعدی، زلفا، سراسر پاکی و نور است. زلفا شخصیتی مثبت دارد و شیعه‌ای واقعی است و نقش بسیار مهمی در هدایت دو شخصیت دیگر دارد. سومین شخصیت ابن سیار طبیب است که بسیار مادی‌گراست و سرانجام تسلیم کرامت ائمه و ایمان زلفا می‌شود.

خواندن این رمان که با قلمی جذّاب و وقایعی زنده روایت می‌شود، مخاطب را تا آخرین خطوط با اثر همراه می‌کند؛ به‌گونه‌ای که تلخی و شیرینی اوقات شخصیت‌ها، کام خواننده را تلخ یا شیرین می‌سازد.

مطالعه این کتاب تاریخی‌داستانی از بسته فرهنگی «کتاب‌خوان آبان‌ماه» به همه علاقه‌مندان به ماجراهای تاریخی و جذابیت‌های خیال‌انگیز داستانی توصیه می‌شود.

معرفی کتاب محمد (ص)مثل گل بود


محمد صلی الله علیه و آله و سلم مثل گُل بود (۸ جلد در یک مجلّد)

نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری

ناشر: بوستان فدک

تعداد صفحات: ۹۶

وجودش مایه خیر و برکت بود؛ آرامش، وقار و سیمای متفکرش او را از همه هم‌سالانش متمایز می‌ساخت و در راستی و درستی و ادای امانت و مهربانی با دیگران بی‌مانند بود؛ از بدو کودکی، رنج یتیمی، روح و جان لطیفش را آزرد؛ اما همچنان مؤدب‌ترین کودک روزگار بود؛ گویا به جای والدین، پروراننده نیکوتری به تربیت دُرّ یتیم مدینه همّت گماشته بود که او را از هر آموزشی بی‌نیاز ساخت و امین بزرگوار مکّه، بهترین الگو برای آموزش انسان‌ها در طول تاریخ شد.

مهم‌ترین نیاز جامعه اسلامی ما تربیت انسان‌هایی موحد، مؤمن و معتقد به معاد و آشنا و متعهد به مسئولیت‌ها و وظایف خود در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت است و مسئولیت تربیت چنین انسانی پس از خانواده بر عهده دستگاه فرهنگی آموزش و پرورش است و بر اساس همین نیاز «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» در سال ۱۳۹۰ تصویب و برای اجرا به تمامی مدارس ابلاغ شد.

بی‌تردید برای ادای این فریضه مهم آموزشی به الگوی مناسب و جامع‌الشرایطی نیاز داریم که با بررسی سیره و رفتار رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم از کودکی تا جوانی و از جوانی تا پیری، الگویی شایسته‌تر از ایشان نخواهیم یافت.

مجموعه «محمد صلی الله علیه و آله و سلم مثل گُل بود»، اثری برای آموزش سبک زندگی پیامبر (ص) به کودکان است. این مجموعه هر چهار حوزه مدنظر آموزش کودکان در ارتباط با خدا، خود، خَلق (مردم) و خلقت را پوشش می‌دهد و در چهل محور اصلی و ملموس سبک زندگی اسلامی را به کودکان می‌آموزد.

«چرا باید بسم الله بگوییم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا باید دعا کنیم؟ چرا باید قرآن بخوانیم؟ چرا باید مسواک بزنیم؟ چرا باید مرتب حمام برویم و بدنمان را بشوییم؟ چرا باید ناخن‌هایمان را کوتاه کنیم؟ چرا باید پرخوری نکنیم؟ چرا باید شکرگزاری کنیم؟ چرا باید عجله نکنیم؟ چرا باید نظم را رعایت کنیم؟ چرا باید در کارهایمان مشورت کنیم؟ چرا باید کار کنیم؟ چرا باید در سختی‌ها صبور باشیم؟» ازجمله مهم‌ترین سؤالات کودکانه‌ای است که در این کتاب پاسخ داده می‌شود.

خلاصه علم

 

دانشمندي يكي راگفت چراتحصيل علم نمي كني؟ آن شخص گفت :آنچه خلاصه علم است
به دست آورده ام ! دانشمند ازاو پرسيد:خلاصه علم چيست؟ گفت :
5چيزاست:

اول،آن كه تا راست
به اتمام نرسد دروغ نگويم.

 دوم ، آن كه تا حلال تمام نشود دست به حرام دراز نكنم.

 سوم، آن كه تا ازتفتيش نفس خود فارغ نشدم به جستجوي عيب ديگران ومردم مشغول نشوم .

 چهارم، آن كه تا خزانه
رزق خداوند به آخرنرسد به درهيچ مخلوق ، التجا ء نبرم

پنجم، آن كه تا قدم دربهشت ننهم از كليد
شيطان وازغرور نفس نا فرمان غافل نباشم.

                                                      

کتاب خوان ماه